آيا عكاسي هنر است؟



آيا به هركسي كه عكس ميگيرد ميتوان گفت هنرمند ؟
عكاسي آسان ترين هنر است كه همين آن را به سخت ترين تبديل ميكند


در حال حاضر افراد زیادی عکس می‌گیرند؛ جمعیت، پیچیدگی و گستردگی کسانی که با دوربین‌های روزنه‌ای (Pinhole Cameras) تقریبا اولیه و کسانی که عکس‌های پیکسلی چندین گیگابایتی می‌گیرند یا عده‌ای که در خیابان با دوربین موبایل عکاسی می‌کنند، یادآور دسته‌های فیلم‌برداری است.
دیجیتالی شدن امکان گسترش انواع [سبک‌های] عکاسی را فراهم کرد. اما به همین دلیل هم با گذشت ۲۵ سال از اختراع تکنولوژی جدید و خط بطلان کشیدن روی توانایی‌های این رسانه، عکاسی روح خود را از دست داد.
اصالت عکس هنری با نگاتیو هر چه قدر هم در تاریک خانه روی آن تغییر صورت می‌گرفت، خدشه‌دار نمی‌شد، زیرا تصویر پایه ثبت چیزی بود که واقعا جلوی دوربین روی داده است. در مقابل عکاسی دیجیتال می‌تواند چیزی افسانه‌ای باشد که در فتوشاپ ساخته شده و حتی رد کوچکی از واقعیت هم در آن نیست. در این دوره شاهد آن هستیم که حقه‌ها و ابزارهای هوشمند، بسیاری از عکاسان را ـ که پیش از این راویان حقیقت بودند ـ به شعبده بازهایی تبدیل کرده است که خیالات را تصویر می‌کنند.
در گذشته هنر و حقیقت دوست‌های استواری بوده‌اند. تا پیش از آغاز مدرنیسم، در نقاشی و مجسمه‌سازی اجسامی بیشتر ستایش می‌شدند که بسیار به نمونه واقعی آن‌ها در زندگی شباهت داشتند. ویلیام هنری فوکس تالبوت، مبدع اولین تصویر عکاسی با نگاتیو، به سرعت [ ویژگی ] مقلدانه این رسانه را به عنوان یک فرم هنری به کار برد. تالبوت می خواست [ با این وسیله] بتواند دقیق‌تر با دست "نقاشی" کند. به همین دلیل هم نام اولین کتاب خود را "مداد طبیعت" گذاشت.
اکنون ما در جهانی زندگی می‌کنیم که فرهنگ آن زیر سلطه پیکسل‌هاست و مهار واقعیت جسمانی از آن برداشته شده است. بعضی از موسیقی‌های بزرگ پاپ آنقدر الکترونیکی و اینترنتی شده‌اند که اگر شماره داخلی گروه را بدانید، خواننده ممکن است به شما بگوید برای شنیدن موسیقی دکمه یک را فشار دهید. حتی مجسمه‌سازی هم تکنولوژی "الگوی سریع" را اتخاذ کرده است که اجازه می‌دهد برنامه را هر کجا که بتوان تصور کرد به صورت اشیا ۳ بعدی پلاستیکی منتقل کرد. چرا عکاسی باید فرق داشته باشد؟ چرا نباید به وسوسه دیجیتال این امکان را داد که عکس یک منظره را تبدیل به زیباترین صحنه موجود در کل تاریخ جهان، یا منظره شهری روزمره را به یک فانتزی خارق العاده تبدیل کند؟
عکاسی در نهایت از وابستگی به چیزهایی جلو لنز رهایی یافت، اما این به بهای از دست دادن ادعایش به عنوان "مدرکی" که ریشه در واقعیت دوانده، تمام شد. در حال حاضرتفاوت عکاسی به عنوان شی نمایشی در گالری ها با نقاشی که از تخیل سرچشمه می گیرد تنها در شیوه کار و نوع ابزار است.
لیست مودل، عکاس بزرگ مدرن، یک بار گفت: "عکاسی آسان ترین هنر است که همین آن را به سخت‌ترین تبدیل می کند." او نمی دانست که چه آسان می‌توان عکس‌هایی با تاثیرات عجیب و غریب گذاشت و چه سخت یک عکس می تواند در آن واحد زیبا و بیانگر حقیقت باشد. عکاسان خوب بعدی ـ اگر اصلاً وجود داشته باشند ـ باید راهی برای احیا ارتباط خاص عکاسی با واقعیت پیدا کنند. آن‌ها ملزم خواهند بود این کار را به شیوه‌ای جدید انجام دهند.

منبع : خبرگزاری ایسنا